| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
روزی نوشته بودم: " اگر گذرتان به قصر بلورین قلبم افتاد احتیاط کنید ! قلب من از آهن و سنگ نیست " امروز ... نمی دانم چه بنویسم ... دستم را گرفت ، غرق در قلب دریایی اش که شدم کوچکی ام را دریافتم . آنقدر در آبی بیکرانش به آرامش رسیدم که فهمیدم می شود بهارمان از بیست و دوم آبان ماه آغاز شود ، می شود در قلب پاییز شکوفه دهیم ، می شود قلبمان در اوج پاییز گرمای تابستان را درک کند. آری می شود ... با عشق .... و حال می دانم حتی اگر سایه ام مرا درزیر باران تنها رها کند یکنفر هست که همیشه بامن در کنارم و در قلبم ، گرمابخش تمام دلسردی هایم باشد. تکیه گاهی که استقامتش حتی کوهی از غمهای مرا نیز خرد می کند و... همدمی که بهانه من برای زندگیست. پروردگار را شاکرم که دستانم را در دستانی نهاد که جز برای او و به سوی او بلند نشده . من اینک در زیر نم نم باران از پشت انبوه ابرها ستاره های خوشبختی را میبینم که به من چشمک می زنند.... باش تا باشم. |+| نوشته شده توسط آینه در و ساعت 15:16 |
|
درباره وبلاگ
![]() ××× سلام به تو که دل آسمانیت وسعت شب و خیال مرا می فهمد ×××
در این بیکران , یک آسمان حرف دل است که امیدوارم به دلت بنشیند . منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آذر 1385مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 پيوندها
ملا صدرانیما و شهرام تانی صبح بهاری جاده کم گذر مارال شکوفه نرگس محشر هم آشیانه احد چگینی (شعر) سالهای تا کنون قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |