| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
من . تو . آسمان
به آسمان خیره می شوی
ستاره می خندد
باد در گوش شب نجوا می کند
ماه می فهمد
من می بینم
نبضم تند می شود
تو بغض میکنی
آسمان می گرید
من دلم می گیرد
من ، تو ، آسمان ، هر سه یکدیگر را می فهمیم
چه تفاهم پاکی...
امشب وقتی خیالت به تنهاییم نیشخند زد ،
دیدم حتی سایه ام مرا در زیر باران تنها رها میکند.
من مانده ام و غم تو و یک آسمان باران،
وقتی بعد از چند ساعت غمت در جدال با غرورم کم آورد
و آسمان باریدنش را بس کرد ،
باز سنگینی نگاهت را حتی از فرسنگها دورتر احساس کردم
تو همچنان به آسمان خیره مانده ای
بیهوده تلاش می کنی
تو راز چشمهای مرا تا من نخواهم هرگز نخواهی فهمید... |+| نوشته شده توسط آینه در و ساعت 10:34 |
|
درباره وبلاگ
![]() ××× سلام به تو که دل آسمانیت وسعت شب و خیال مرا می فهمد ×××
در این بیکران , یک آسمان حرف دل است که امیدوارم به دلت بنشیند . منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آذر 1385مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 پيوندها
ملا صدرانیما و شهرام تانی صبح بهاری جاده کم گذر مارال شکوفه نرگس محشر هم آشیانه احد چگینی (شعر) سالهای تا کنون قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |