تبليغاتX
وسعت شب , وسعت خیال
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

بار دیگر به تماشا برویم

به تماشای همه آینه ها

ای چو من رفته و نشناخته تصویرت را

خویش را باید دید

من در این آینه چون نیمرخ مغشوشی

همه ی قامت خود را نتوانستم دید

قد بلندی می گفت :

هیچ کوتاه در این آینه خود را

نتواند دیدن

برویم ...

 نردبانی آریم

زندگی در اوج است

 

« قدرت الله شریفی »

 

**************************************

از اینجا که نگاه میکنم چند قدمی بیشتربه پایان نمانده

پشت سرم گرد و خاک عبور یک عمراست

و روبرو

ته مانده یک سفر

چیزی به پایان نمانده

و من حالا

در روزهایی که ساعتهایش

ثانیه وار می گذرند

سالهایی را به یاد می آورم

که در آن آموختم:

هر چه بزرگتر شوم کمتر حرفم را می فهمند

و هر چه بیشتر بدانم کمتر زندگی می کنم...

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آینه در و ساعت 10:39 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar