| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
راز بارون
خدا باران رو آفرید تا ما آدمها با دیدنش بفهمیم آسمون هم با این عظمتش وقتی دلش میگیره می باره ، پس چرا ما گاهی باریدن رو از چشمهامون دریغ می کنیم ؟ چرا اشک ها رو تو قاب دیده زندونی میکنیم و بهشون اجازه رهایی نمی دیم. چه خوبه گاهی مثل بچه ها سنگی رو به شیشه بغضمون بزنیم تا با شکستنش دلمون خالی بشه . دل ما نهایتش یه آسمون وسیعه که همیشه نمی تونه آبی باشه ، گاهی از ابرهای تیره و سیاه پر میشه که چاره اش باریدنه گاهی لبریز از درده که چاره اش چند تا فریاد بزرگه . . پس به خاطر پاکی و طراوت دلمون هم که شده هر چند وقت یکبار غمها و گرفتگی ها و کدورت ها مون رو بباریم.
« خدا بارون رو آفرید تا ما از گریستن خجالت نکشیم » |+| نوشته شده توسط آینه در و ساعت 10:45 |
|
درباره وبلاگ
![]() ××× سلام به تو که دل آسمانیت وسعت شب و خیال مرا می فهمد ×××
در این بیکران , یک آسمان حرف دل است که امیدوارم به دلت بنشیند . منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آذر 1385مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 پيوندها
ملا صدرانیما و شهرام تانی صبح بهاری جاده کم گذر مارال شکوفه نرگس محشر هم آشیانه احد چگینی (شعر) سالهای تا کنون قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |