تبليغاتX
وسعت شب , وسعت خیال
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

« یاد »

همین دیشب ، زمستان ، یادمان هست

و سرما برف ، بوران ، یادمان هست

کبوتر ، آسمان ، این پنجره ، سنگ

شقایق ، خون ، بیابان ، یادمان هست

و درا ین دهکده ارباب و تحقیر

و سیلی ، کدخدا ، خان ، یادمان هست

دسیسه ، توطئه ، سودابه ، نیرنگ

سیاوش ، داغ ، بهتان ، یادمان هست

زمین ، گندم ، عرق ، پینه ، وشب باز

خجالت ، سفره ، غم ، نان ، یادمان هست

گلو و اعتراض و بغض و فریاد

و مشت و خون ، دهان ، هان یادمان هست

غریبی ، شمعدانی ، یاس ، گلدان

قناری ، مویه ،ایوان ، یادمان هست

همین دیشب ، زمستان....یادتان رفت ؟

همین دیشب ، زمستان ، یادمان هست

 

« احد چگینی »

 

   *********************************

 

من آن را رشک می ورزم که محنت کش تنی دارد

و الا هر کسی را بنگری پیراهنی دارد

 

عطشناک عقیق خاتم دست گدایانم

نگین پادشاهی را که هر اهریمنی دارد

 

مشو از صنعت اضداد قانون بقا غافل

که در دنبال خود هر قاه قاهی شیونی دارد

 

اگر تیمور هم باشی و پایت لنگ هم باشد

خرامان آمدنهایت شتابان رفتنی دارد

 

به مظلومان سلامی چون دعای جوشن ارزانی

اگر ظالم به کف تیغی و در بر جوشنی دارد

 

گشایش هاست در آهی که خیزد از جگر گاهی

چو مجمر ، هر سر موی تو حکم روزنی دارد

 

مراد آهی است کاسان را کند بر ظالمان مشکل

وگرنه دود بی حاصل ، دل هر گلخنی دارد

 

سری ارزد به تن کز آن بلرزد پیکر داری

ازین سرهای باب سرشماری هر تنی دارد.

 

 «کیومرث عباسی قصری »

|+| نوشته شده توسط آینه در و ساعت 23:59 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar